بسمالله الرحمن الرحیم
امروز، به مناسبت برگزاری وبینار «هوش مصنوعی در دامپزشکی» با همکاری سازمان دامپزشکی کشور، موضوعی به ذهنم رسید که البته پیشتر نیز از سوی دیگران مطرح شده است.
من، بهعنوان کارشناس دامپزشکی با ۲۳ سال سابقه فعالیت در سازمان دامپزشکی کشور و تجربه حضور در دورهها و مدیریتهای مختلف، کمتر شاهد برگزاری جلسات منظم پرسشوپاسخ میان کارشناسان شهرستانها و مسئولان واحدهای تخصصی سازمان بودهام.
امروز، با وجود امکانات ارتباطی گسترده، میتوان از دورترین نقاط کشور بهصورت وبیناری با مسئولان سازمان گفتوگو کرد، مشکلات را مطرح نمود و برای حل آنها به همفکری پرداخت. اما پرسش این است که چرا از این ظرفیت بهدرستی استفاده نمیشود؟
پیشنهاد من، برگزاری منظم وبینارهای تخصصی با حضور کارشناسان شهرستانها و استانها، مسئولان ستادی و حتی همکاران بخش خصوصی است.
پیش از هر جلسه میتوان فراخوانی منتشر کرد تا همکاران علاقهمند ثبتنام کنند و موضوعات موردنظر خود را اعلام نمایند. سپس جلسات تخصصی در حوزههای مختلف، از جمله مبارزه با بیماریهای دامی، بهداشت عمومی، آبزیان و سایر بخشها برگزار شود.
برای مثال، دفتر مبارزه میتواند درباره عملکرد واکسیناسیون تب برفکی و مشکلات اجرایی آن با کارشناسان سراسر کشور گفتوگو کند. مسئولان بهداشت عمومی نیز میتوانند دستورالعملهای بازرسی و چالشهای اجرایی آن را به بحث بگذارند.
این جلسات میتوانند نشان دهند که برنامههای سازمان تا چه اندازه کارآمد هستند و کارشناسان فعال در شهرستانها و استانها چه تجربهها و تواناییهایی دارند.
تب برفکی؛ نمونهای از ضرورت بازنگری در دستورالعملها
در دستورالعملهای مربوط به واکسیناسیون تب برفکی، بر واکسیناسیون از بیرون کانون به سمت داخل تأکید شده است. اما پرسش من این است: چرا واکسیناسیون کانون اصلی بیماری باید به تأخیر بیفتد؟
من معتقدم باید گروههای ویژه و آموزشدیدهای تشکیل شوند تا در کوتاهترین زمان ممکن و با رعایت اصول بهداشتی و امنیت زیستی، واکسیناسیون دامهای کانون اصلی را انجام دهند.
در مواردی که من پیگیری کردهام، چند روز و حتی حدود یک هفته طول کشیده است تا عملیات واکسیناسیون به مرکز کانون برسد. در این فاصله، تعدادی از واحدهای روستایی دیگر نیز درگیر بیماری شده و خسارات سنگینی متحمل شدهاند.
در زمان شیوع تب برفکی، کلینیسینها و کارکنان داروخانههای دامپزشکی نیز باید درباره انتقال مکانیکی ویروس و ضرورت رعایت اصول بهداشتی آموزش ببینند. این آموزشها میتواند در جلوگیری از انتقال آلودگی میان واحدهای دامی مؤثر باشد.
کیفیت واکسیناسیون؛ فراتر از ارائه آمار
یکی دیگر از مشکلات، توجه بیش از حد به تعداد دامهای واکسینهشده و کمتوجهی به کیفیت اجرای واکسیناسیون است.
من شخصاً از سرنگهای اتوماتیک استفاده نمیکنم؛ زیرا تجربه کردهام که در برخی شرایط، بهویژه هنگام کار با گوسالههای نر پرواری و گاوهای شیری، ضربهخوردن یا واردشدن فشار به این تجهیزات میتواند عملکرد آنها را مختل کند و باعث شود دوز واقعی تزریقشده با دوز موردنظر مطابقت نداشته باشد.
درست است که استفاده از سرنگهای نیمهاتوماتیک دشوارتر است، اما در هر صورت باید از صحت دوز تزریقی اطمینان حاصل کنیم.
نحوه تزریق نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی در یک واحد گاوداری، گردن تعداد زیادی از گاوها متورم میشود، باید کیفیت تزریق، محل ورود سوزن و نحوه اجرای واکسیناسیون بررسی شود.
پرسش من این است: مسئول نظارت بر حسن انجام واکسیناسیون چه کسی است؟
ما معمولاً آمار کلی واکسیناسیون را ارائه میکنیم، اما کیفیت کار، رعایت دوز و نحوه تزریق نیز باید تحت نظارت قرار گیرد.
انتخاب واکسن متناسب با سویه در گردش
یکی دیگر از مسائل مهم، انتخاب واکسن متناسب با سویه ویروس در گردش است.
سازمان دامپزشکی و ادارات کل باید با نمونهگیری از کانونهای بیماری و ارسال نمونهها به آزمایشگاههای تخصصی، اطلاعات لازم درباره سویه در گردش را به دست آورند و بر همان اساس، توصیههای واکسیناسیون را به دامداران ارائه کنند.
دامدار باید بداند در استان او چه سویهای در گردش است و واکسن پیشنهادی بر چه اساسی انتخاب شده است.
من در سالهای فعالیت خود مواردی را مشاهده کردهام که درباره تناسب واکسن توصیهشده با سویه در گردش، پرسشهای جدی وجود داشته است. این موضوع نیازمند بررسی مستندات آزمایشگاهی و بازنگری کارشناسی است.
از تجربههای دامپزشکان ایرانی استفاده کنیم
همکاران ما در سراسر کشور، بهویژه کلینیسینهای بخش خصوصی، هر روز با موارد متعدد بیماری و مشکلات درمانی مواجه میشوند. تجربههایی که در این شرایط به دست میآیند، سرمایهای ارزشمند برای دامپزشکی کشور هستند.
در حوزه تب برفکی، همکاران ما روشهای مختلفی برای مراقبت از دامهای مبتلا و کمک به کاهش مشکلات ناشی از زخمهای دهانی به کار میگیرند.
در بسیاری از واحدهای گاوداری درگیر تب برفکی، با قرنطینه دامهای مبتلا و واکسیناسیون دامهای سالم، همراه با رعایت اصول بهداشتی، نتایج امیدوارکنندهای مشاهده کردهام.
چرا این تجربهها نباید در جلسات تخصصی مطرح و بررسی شوند؟
چرا سازمان دامپزشکی کشور نباید از دانش و تجربه کارشناسانی که در میدان فعالیت میکنند، برای اصلاح دستورالعملها استفاده کند؟
پیش از هوش مصنوعی، از هوش طبیعی خودمان استفاده کنیم!
ما امروز درباره هوش مصنوعی صحبت میکنیم؛ درحالیکه هنوز از ظرفیت هوش، دانش، تجربه و توانایی کارشناسان خودمان بهدرستی استفاده نمیکنیم.
ما کار گروهی و جمعی را بهاندازه کافی تمرین نکردهایم. صدای بسیاری از کارشناسان شهرستانها به مسئولان سازمان نمیرسد و پیشنهادهای آنها کمتر فرصت بررسی پیدا میکند.
دستورالعملهای مبارزه با بیماریهای دامی نیز در بسیاری از موارد با تغییراتی محدود منتشر میشوند؛ درحالیکه انتظار میرود تجربههای جدید و مشکلات اجرایی، به اصلاح اساسی آنها منجر شوند.
همکاران ایرانی ما در حوزه بیماریهای دامی، از جمله تب برفکی و مایکوپلاسما، با حجم زیادی از موارد بالینی مواجهاند. تجربهها و خلاقیتهای آنها میتواند منبعی ارزشمند برای تولید دانش کاربردی باشد.
ما باید این تجربهها را بشناسیم، به بحث بگذاریم و از آنها استفاده کنیم.
من در ماههای اخیر پیشنهادهای متعددی برای بهبود عملکرد دامپزشکی کشور مطرح کردهام؛ از جمله پیشنهاد راهاندازی دپارتمان بازرسی گوشت با بهرهگیری از شیوههای نوین نظارت که امیدوارم در آینده نزدیک منتشر شود.
واقعیت این است که گاهی از تکرار پیشنهادهایی که مورد توجه قرار نمیگیرند، خسته میشوم؛ اما همچنان معتقدم بیان مشکلات و ارائه راهکار، بخشی از مسئولیت حرفهای ماست.
من انتظار ندارم همه پیشنهادهایم پذیرفته شوند؛ انتظار دارم شنیده و بررسی شوند و درباره آنها پاسخ کارشناسی داده شود.
سخن پایانی
میدانم کشور با تحریمها، مشکلات اقتصادی و شرایط دشوار منطقهای و امنیتی مواجه است و هر لحظه ممکن است کشورهای دیگر به ما حمله کنند. اما این شرایط نباید ما را از تلاش برای اصلاح امور بازدارد.
ما باید مانند سربازی که تا آخرین فشنگ از سرزمینش دفاع میکند، در جایگاه خود برای این کشور تلاش کنیم.
برای این خاک، در طول تاریخ، خونهای پاک بسیاری ریخته شده و ایرانیان همواره از سرزمین خود دفاع کردهاند. امروز نیز وظیفه ماست که هرکدام به سهم خود برای حفظ و آبادانی ایران تلاش کنیم.
امیدوارم سازمان دامپزشکی کشور از روزمرگی و بیبرنامگی خارج شود و با استفاده از دانش و تجربه کارشناسان سراسر کشور، زمینه اصلاح دستورالعملها، ارتقای کیفیت خدمات و کاهش خسارات دامداران را فراهم کند.
پیش از آنکه به دنبال هوش مصنوعی باشیم، بیایید از هوش، دانش، تجربه و توانایی کارشناسان این سرزمین استفاده کنیم.
شاید بتوانیم با همین قدمهای کوچک، کارهای علمی، خلاقانه و ارزشمندی برای کشورمان انجام دهیم.
