مدتها بود تمایل به نوشتن و پرداختن به دامپزشکی و کلا آنچه به دام و دامداری و دامپزشکان ارتباط دارد، نداشتم که به تحقیق ناکارآمدی گذشتگان عیان بود و عدم دانش امروزگان و آیندگان هم بر آن افزون گشت مضاف بر عدم اخلاق مداری که رواج یافته است. اما از هوش مصنوعی باید تشکر کرد که که براین معضلات افزوده و خدای ناکرده اگر بحثی به میان آید فورا دخالت می کند و به اشتباه بر اشتباهات استفاده کننده می افزاید. باری امروز داشتم به حقوق بازنشستگیم نگاه میکردم و تاسف میخوردم که هیچکدام از مواردی که می توانست به افزایش حقوقم کمک کند نداشته ام . اصلا کسی کاری به کار آن ندارد که سواد داشته ای یا نه، کارهایت را درست انجام داده ای یا نه و خلاصه مثمر ثمر بوده ای یا نه. خلاصه بر حال خود تاسف میخوردم و بقول سعدی سنگ سراچه دل به آب دیده می شستم و این بیتها مناسب حال خود می خواندم.
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه می کنم نمانده کسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
روزگار غداری است، بعد از آنهمه فعالیت و سی و چند سال کار حال باید بر حال خود تاسف خورد که یکی از اصحاب زمامداری نیز گفته است بازنشستگان طفیلی اجتماع هستند و نباید به آنها حقوق داد. بیچاره آنقدر نمی فهمد که پول حقوق کارمندان بازنشسته صدقه نیست که به آنها پرداخت میشود بلکه مبالغی است که بعنوان بیمه و بازنشستگی در طول سالیان دراز از حقوقشان کسر شده و حالا به آنها پرداخت میشود و این حقوق مسلم و غیر قابل انکار آنها و پول خودشان هست که در صورت عدم پرداخت از جانب دولت “چپاول اموال غیر” محسوب میشود و جرم است.
بگذریم که در حال چاره ای نیست. به این فکر می کردم که چه بایست کرد که نگاهم به سازمانهای موجود دامپزشکی افتاد و جای خالی سازمانی که بتواند کمک حال دامپزشکان باشد و لذا تصمیم گرفتم پیشنهاد کنم که هر چه سریعتر “سازمان حمایت از دامپزشکان” تاسیس شود تا شاید فرجی شود و در وضعیت دامپزشکی و دامپزشکان تغییری اصولی حادث گردد.
این سازمان همانند دیگر سازمانهای بین المللی، حفظ و حراست از دامپزشکان را بر عهده خواهد داشت و از انقراض دامپزشکی و دامپزشکان جلوگیری خواهد کرد. قطعا سازمانیست غیر انتفاعی متشکل از نمایندگان دامپزشکان بدون دریافت حق عضویت و مسئولیت ان نظارت بر سازمانهای دامپزشکی موجود خواهد بود تا خدای ناکرده حق عضویت زیادی نگیرند و حقوق کارمندان را مطابق با شرایط اجتماعی هماهنگ سازند و البته کاری به کار درمان و واکسن و دامدار و اینکه بیماری می آید و یا میرود و کار بدی کردی یا نکردی و مسئول فنی بودن و نبودن و این خزعبلات نخواهد داشت و تنها فکر و ذکر آن حمایت از دامپزشکان است تا کسی بر آنها تعرض نکند و بر بهبود زندگیشان نظارت کند. این سازمان در حقیقت سازمانی مبتنی بر مسئولیت قضایی خواهد بود و کارش مدام شکایت از وزارت جهاد کشاورزی و سازمان دامپزشکی کشور و سازمان نظام دامپزشکی و دامداران و صاحبان بهره کش صنایع دامی خواهد بود که حقوق مسلم این قشری که مدام در معرض بیماریهاست را پایمال می کنند.
و اما توصیه من به جوانانی است که فکر می کنند دامپزشکی همان پزشکیست و مشتاقانه به سویش میروند بخصوص در دانشگاه آزاد: عزیرانم اسمش خوب است اما باطنش عذاب آور است. به شما لقب دکتر می دهند اما ظاهرش مردم را می سوزاند و باطنش خودتان را. اول که باید توان تحمل ضربات سنگین گاو و اسب و دندانهای پر قدرت سگ و چنگالهای گربه را داشته باشید و بتوانید از بیماریهای منتقله از دام جان سالم به در ببرید و اگر هم در حیات وحش می خواهید کار کنید تحمل دردسرهای از دست دادن اعضا و یا مرگ را هم داشته باشید. اتفاق افتاد که از یکی از مراکز نگهداری تمساح بازدید میکردم؛ تعدادی از کارکنان دست نداشتند و وقتی جویای آن شدم گفتند در حین تغذیه تمساح ها دستشان هم طعمه آنها شده است. البته خودشان راضی بودند که تمساح ها گرسنه نمانده اند.
گول این تعریف و تمجیدهایی که میشود نباید خورد. پول که ندارد، اعتبار اجتماعی هم که ندارد. موقعی که میگویی دکتر دامپزشک هستی فورا می گویند دکتر سگ و گربه؟! دکتر دام ها را هم قبول ندارند فقط سگ و گربه مورد نظرشان است. کسی هم که نمی فهمد اکثر بیماریها از همین موجودات هست و موقعی هم که میگویید فکر می کنند برای ارج نهادن به خودتان است و در باطن میخندند. لیسانسهای کشاورزی را مهندس، مهندس صدا می کنند که در مدرکشان نوشته است لیسانس و یا BS اما موقعی که به دامپزشکان میرسد آقای فلانی صدا می زنند که در مدرکشان نوشته است درجه DVM (Doctor of veterinary medicine) .
پرونده دامپزشکی را ببندید و تا زمانی که به روال درست نیفتاده است دست از آن بکشید بگذارید هنگامی از ان صحبت شود که کارها به دست افراد شجاع و دلسوز و دانشمندی بیفتد که فکر و اعتقادشان پیشرفت علم و اندیشه است. افزایش دانشگاهها و تعداد فارغ التحصیلان دلیلی بر علم آموزی نیست و صرفا بنگاه های اقتصادی هستند. نگاه کنید پنجاه سال پیش در موسسه رازی کارشناسان و متخصصین تب برفکی فرانسوی در موسسه رازی تولید واکسن می کردند. بعد از انقلاب به کشورشان بازگشتند و از خود پروتکل تولید واکسن تب برفکی را به جا گذاشتند. از آن تاریخ به بعد همین پروتکل در موسسه و سایر شرکتهای تولید کننده اجرا میشود البته بدون کنترل کیفی، با تغییراتی که خواه ناخواه به دلیل ارتباطاتی که ایجاد شده، انجام میگردد. هیچکس بر آن نیست که تغییری در آن ایجاد کند چنانکه هم اکنون امکانات تغییر واکسن و مطالعات مربوط به آن در کشورهای دیگر در جریان است و دیرنخواهد بود که جایگزینی ها انجام میگردد و باز مجبور به خرید واکسن از آنها خواهیم بود. و اگر هم مشکلاتی در عرضه فعلی ان وجود دارد بدلیل انست که سازمان جهانی بهداشت دام به شدت محافظه کارانه رفتار می کند و دلیل آنهم مشخص و مبرهن است. ضمن آنکه تولید واکسنهای جدید مبتی بر علم و تکنولوژی نوین چندان امر مشکلی نیست و به سرعت قابل دستیابی است ولی از آنجا که بطور کلی عادت به روزمرگی داریم و به آنچه داریم قانع هستیم سعی به تغییر نخواهیم کرد. این موضوع نه تنها در مورد تب برفکی که در مورد سایر موضوعات نیز مصداق دارد و علت آن هم نبود تحقیقات بنیادیست که جایگاهی ندارد. و بدین جهت دست از انتقاد و حرف و بحث بکشید که راه به جایی نخواهد برد و البته نمی خواهند که راه به جایی ببرد. به طور مثال جایی که می توان از واردات گوشت مبالغ ارزی زیادی را به جیب زد تفکر در مورد سطح تولید داخل، کنترل بیماریها، تولید گله های مادرژنتیکی، ایجاد زمینه های مناسب تولید نهاده های دامی متناسب با سطح تولید و هزاران موضوع دیگر، معنی دار نخواهند بود.
- داغ ترین ها
- پربازدیدترین ها

1 نظر
دکتر عزیز استاد پیشکسوت ؛مقاله و دلنوشته روایی و گلایه امیز و پر از درد شما رو خواندم و حس کردم و با جان و دل پذیرفتم و افسوس من هم به مانند برادر کوچ شما می نویسم البته قطره ای هستم در مقابل اقیانوس دانش جنابعالی و برخی کاربران و خوانندگان و همکاران و…. ما را افرادی افسرده ؛پول پرست و دارای آرزوی بر باد رفته و….حتی توصیه به رفتن دکتر روانشناس میکنند ولی بایستی واقعیت ها رو گفت وگرنه روزگار آن را با بدترین نحو ممکن به تو آموزش خواهد داد ؛این حقیرم در جریان تک تک کلمات شما بودم و هستم چون دردمشترکیم و ….آرزوی بهترین ها برای شما استاد فرهیخته