مشکلات اصلی حوزه‌های مرتبط با دامپزشکی

بسم اله الرحمن الرحیم

مشکلات اصلی حوزه‌های مرتبط با دامپزشکی
قسمت اول: مشکلات حوزه آموزش دامپزشکی در کشور
کامیاب قیصربیگی

۱. مشکلات حوزه آموزش دامپزشکی در کشور
یکی از بنیادی‌ترین مشکلات دامپزشکی کشور، نظام آموزش دامپزشکی است؛ نظامی که به اعتقاد من، نیازمند بازنگری جدی، ساختاری و شجاعانه است.
امروز با دانشکده‌هایی مواجه هستیم که سال‌ها دانشجو تربیت می‌کنند، اما بخشی از فارغ‌التحصیلان آن‌ها پس از پایان تحصیل، آمادگی لازم برای ورود مستقیم به عرصه واقعی حرفه را ندارند.
دامپزشکی رشته‌ای نیست که بتوان با آموزش صرفاً تئوریک و گذراندن مجموعه‌ای از واحدهای درسی، دامپزشک توانمند تربیت کرد. دامپزشک باید بتواند آموخته‌های خود را در شرایط واقعی، در فارم، کلینیک، کشتارگاه، مراکز تولید و سایر محیط‌های حرفه‌ای به کار بگیرد.
مسئله فقط کیفیت پایین آموزش نیست؛ مسئله، هدررفت سرمایه انسانی کشور است. دانشجویی که حدود شش سال از بهترین سال‌های جوانی خود را صرف تحصیل در دامپزشکی می‌کند، باید در پایان این مسیر، دست‌کم در یک مسیر حرفه‌ای مشخص، توانمند و آماده به کار باشد.
قابل قبول نیست که فردی سال‌ها تحصیل کند، مدرک دکترای دامپزشکی بگیرد، اما پس از فارغ‌التحصیلی تازه مجبور شود برای یادگیری اصول اولیه کار، به دنبال کارآموزی و کسب تجربه عملی باشد یا در نهایت، مسیر شغلی خود را به‌کلی تغییر دهد.
به اعتقاد من، برای اصلاح آموزش دامپزشکی کشور، چهار اقدام اساسی ضروری است.
۱-۱. اصلاح نحوه پذیرش دانشجوی دامپزشکی
نخستین مسئله، نحوه پذیرش دانشجو و ساختار دوره آموزشی دامپزشکی است.
باید بررسی کنیم آیا ساختار فعلی ورود مستقیم دانش‌آموزان به یک دوره طولانی و یکپارچه دکترای حرفه‌ای دامپزشکی، همچنان بهترین الگو برای کشور است یا خیر.
دانشجو باید فرصت داشته باشد در مراحل اولیه تحصیل، استعداد، علاقه و توانایی واقعی خود را بشناسد و سپس مسیر حرفه‌ای خود را انتخاب کند.
کسی که به دام بزرگ علاقه دارد، باید بتواند بیشتر در همان حوزه آموزش ببیند و فردی که به دام کوچک، طیور، آبزیان، بازرسی گوشت یا سایر حوزه‌ها علاقه‌مند است، مسیر متناسب با علاقه خود را دنبال کند.
چرا باید وقت و استعداد یک دانشجو را صرف آموزش گسترده حوزه‌هایی کنیم که نه علاقه‌ای به آن‌ها دارد و نه قرار است در آینده در آن‌ها فعالیت کند؟
من شخصاً علاقه‌ای به بسیاری از لاین‌های کاری دامپزشکی نداشته‌ام. اگر در دوران دانشجویی امکان انتخاب و تمرکز بیشتری وجود داشت، ترجیح می‌دادم بخش عمده زمان خود را صرف یادگیری حوزه‌ای کنم که به آن علاقه دارم و قرار است در آینده در آن فعالیت کنم.
از سوی دیگر، باید مراقب باشیم ساختار آموزشی ما باعث هدررفتن سال‌های عمر جوانان کشور نشود. اگر فردی پس از چند سال تحصیل متوجه شود که علاقه یا استعداد او با دامپزشکی همخوانی ندارد، تغییر مسیر نباید به معنای از دست رفتن چندین سال از زندگی او باشد.
عمر جوانان کشور سرمایه ملی است و نباید در ساختارهای آموزشی ناکارآمد هدر برود.
۱-۲. اصلاح نظام جذب اعضای هیئت علمی
دومین اصلاح ضروری، نحوه جذب اعضای هیئت علمی، به‌خصوص در رشته‌های علوم درمانگاهی است.
در علوم بالینی، استاد دانشگاه باید علاوه بر دانش علمی، تجربه واقعی و مهارت حرفه‌ای داشته باشد. صرف داشتن مدرک دانشگاهی نباید تنها معیار انتخاب فردی باشد که قرار است نسل آینده دامپزشکان را تربیت کند.
استاد علوم درمانگاهی باید خودش کار کرده باشد؛ کیس دیده باشد، تشخیص داده باشد، تصمیم گرفته باشد و تجربه‌ای برای انتقال به دانشجو داشته باشد.
به همین دلیل، در نظام جذب هیئت علمی باید به سابقه حرفه‌ای، تجربه میدانی، توانایی عملی و قابلیت آموزش، در کنار سوابق علمی، توجه جدی شود.
حتی باید بتوانیم از ظرفیت افراد باتجربه خارج از ساختار سنتی دانشگاه نیز استفاده کنیم. اگر یک دامپزشک باتجربه، یک دامدار موفق یا یک متخصص حرفه‌ای در یک حوزه مشخص، دانش عملی ارزشمندی دارد، دانشگاه باید بتواند از این تجربه برای آموزش دانشجویان استفاده کند.
تجربه عملی نیز دانش است.
هدف این نیست که معیارهای علمی حذف شوند؛ هدف این است که «مدرک» تنها معیار صلاحیت آموزشی نباشد.
ما به استادانی نیاز داریم که دانشجو سال‌ها بعد بتواند بگوید:
“این بیماری را دیدم و تشخیص آن را از فلان استاد یاد گرفتم”.
۱-۳. تخصصی کردن مسیرهای حرفه‌ای دامپزشکی
سومین اقدام ضروری، تعریف و تقویت لاین‌های تخصصی و حرفه‌ای از دوران تحصیل است.
دامپزشکی مجموعه‌ای گسترده از حوزه‌هاست؛ دام بزرگ، دام کوچک، طیور، آبزیان، زنبور عسل، حیوانات اگزوتیک، صنایع غذایی، داروخانه، مسئولیت فنی، بازرسی گوشت و حوزه‌های دیگر.
منطقی نیست همه دانشجویان را با یک الگوی واحد برای تمام این مشاغل آموزش دهیم.
دانشجویی که می‌خواهد کلینیسین دام بزرگ شود، باید فرصت بیشتری برای کار در فارم و مواجهه با کیس‌های واقعی دام بزرگ داشته باشد.
دانشجوی علاقه‌مند به دام کوچک باید آموزش متناسب با همان حوزه دریافت کند و همین منطق باید برای سایر لاین‌های حرفه‌ای نیز اجرا شود.
دانشجوی دامپزشکی باید بداند قرار است چه کاری انجام دهد و دانشگاه باید او را برای همان کار آماده کند.
۱-۴. کاهش تعداد دانشکده‌های دامپزشکی و تمرکز بر کیفیت
چهارمین اصلاح ضروری، بازنگری جدی در تعداد دانشکده‌های دامپزشکی کشور است.
به اعتقاد من، کشور به این تعداد دانشکده دامپزشکی نیاز ندارد.
افزایش تعداد دانشکده‌ها، بدون تأمین استادان مجرب، امکانات آموزشی، آزمایشگاه، فارم آموزشی و کیس‌های بالینی کافی، الزاماً موجب افزایش کیفیت نمی‌شود و حتی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد.
بنابراین، باید به جای تمرکز بر تعداد دانشکده‌ها و تعداد فارغ‌التحصیلان، بر کیفیت آموزش و نیاز واقعی کشور تمرکز کنیم.
اگر امکانات لازم برای آموزش عملی در همه دانشکده‌ها وجود ندارد، منطقی‌تر است تعداد مراکز آموزشی کاهش یابد و منابع موجود در مراکز توانمندتر متمرکز شود.
کیفیت آموزش باید بر کمیت دانشکده‌ها و تعداد فارغ‌التحصیلان اولویت داشته باشد.
آموزش عملی؛ حلقه مفقوده
تمام این اصلاحات در نهایت باید به یک هدف منجر شود: تربیت دامپزشکی که بتواند کار کند.
یکی از نمونه‌های روشن این مسئله، بازرسی گوشت است. تجربه شخصی من در کشتارگاه نشان داد که مواجهه مستقیم با بیماری‌ها و ضایعات مختلف، نگاه تشخیصی دامپزشک را تقویت می‌کند.
دامپزشکی که در کشتارگاه با انواع ضایعات مواجه شده است، بعدها در بررسی یک گله بیمار نیز بهتر می‌تواند میان یک یافته اتفاقی و عامل اصلی بیماری تفاوت قائل شود.
بنابراین، آموزش عملی حوزه‌هایی مانند بازرسی گوشت نباید به چند واحد درسی محدود شود. دانشجو باید پیش از فارغ‌التحصیلی، کیس واقعی ببیند و تجربه واقعی کسب کند.
حتی می‌توان از ظرفیت سازمان دامپزشکی و کشتارگاه‌ها برای آموزش عملی دانشجویان استفاده کرد و با ایجاد یک ساختار تخصصی برای آموزش و استانداردسازی بازرسی گوشت، فاصله میان دانشگاه و محیط واقعی کار را کاهش داد.
جمع‌بندی
مشکل آموزش دامپزشکی کشور با تغییر چند واحد درسی حل نمی‌شود. ما به یک بازنگری ساختاری در شیوه تربیت دامپزشک نیاز داریم.
بنابراین، باید:
۱. نحوه پذیرش دانشجوی دامپزشکی اصلاح شود؛
۲. نظام جذب اعضای هیئت علمی، به‌خصوص در علوم درمانگاهی، بر اساس ترکیبی از دانش علمی و تجربه حرفه‌ای بازطراحی شود؛
۳. لاین‌های حرفه‌ای دامپزشکی از دوران تحصیل هدفمند و تخصصی شوند؛
۴. تعداد دانشکده‌های دامپزشکی و ظرفیت پذیرش دانشجو، متناسب با نیاز واقعی کشور و امکانات آموزشی، بازتنظیم شود.
ما امروز بیش از آنکه به افزایش تعداد مدرک‌های دامپزشکی نیاز داشته باشیم، به افزایش تعداد دامپزشکان توانمند و آماده به کار نیاز داریم.
اگر دانشجویی شش سال از جوانی خود را در دانشگاه سپری می‌کند، باید در پایان این مسیر بتواند وارد حرفه شود و مسئولیت بپذیرد. نباید آموزش واقعی دامپزشک از روزی آغاز شود که مدرک خود را دریافت می‌کند.
اصلاح آموزش دامپزشکی، نقطه شروع اصلاح بسیاری از مشکلات دیگر این حرفه است.

توضیح نسخه مهر
این یادداشت به قلم آقای دکتر کامیاب قیصربیگی و با حفظ دیدگاه‌ها و محتوای ارائه‌شده از سوی نویسنده منتشر می‌شود. مسئولیت مطالب، نظرات، تحلیل‌ها و دیدگاه‌های مطرح‌شده در این نوشته، بر عهده نویسنده محترم است و لزوماً بیانگر دیدگاه رسمی نسخه مهر نیست.

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • داغ ترین ها
  • پربازدیدترین ها