به قلم مدیر مسوول

دکتر نادر کرمی:درمانگاه حیوانات خانگی؛ نبضی که قطع می‌شود، خطری که بازمی‌گردد

دکتر کرمی

درمانگاه حیوانات خانگی؛ نبضی که قطع می شود، خطری که باز می گردد

این روزها کمتر صنفی است که از تلاطم های پیاپی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران در امان مانده باشد . اما شاید یکی از خاص ترین و فروتن ترین نقاط آسیب ، درمانگاههای حیوانات خانگی باشند ؛ جایی که چند جریان قدرتمند و ناهمسو همزمان به آن فشار می آورند.

پیش از اینکه به سراغ این جریان ها برویم ، باید یک واقعیت اساسی را یادآوری کرد:مهمترین فلسفه وجودی کلینیکهای دامپزشکی ،« ارتقای بهداشت عمومی و مبارزه با بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان » است. هاری ، تب مالت ،لیشمانیوز(سالک)، کیست هیداتیک و ده ها بیماری دیگر ، خط مقدمی هستند که دامپزشکان در آن ایستاده اند. این کلینیکها فقط یک مکان برای درمان «حیوان خانگی» نیستند ؛ آنها یک ایستگاه مراقبت بهداشتی برای جامعه انسانی به شمار می روند.

اما وقتی این ایستگاه های مراقبتی ؛ یکی پس از دیگری ، به دلیل فشارهای اقتصادی ، ناامنی یا عدم حمایت ، تضعیف یا تعطیل شوند؛ چه اتفاقی می افتد؟

سه فشاری که همزمان بر پیکر این حرفه وارد می شود:

نخست، بحران معیشت:سفره مردم روز به روز کوچک تر می شود و «خوراک حیوان خانگی» و «خدمات درمانی آن» به صف آخر اولویتهای هزینه ایی خانواده ها سقوط می کند.نتیجه آنکه تعداد مراجعات به شدت کاهش یافته و نوع خدمات درخواستی ، از درمانهای تخصصی  به سمت حداقل های نگهدارنده سوق پیدا کرده است . مالکانی که توان مالی واکسیناسیون سالانه سگ یا گربه خود را ندارند، عملا” دروازه بیماریهایی مانند هاری یا عفونتهای انگلی را به روی خود و اعضای خانواده شان باز می کنند.

دوم، ناامنی و بی ثباتی حاکمیتی:در شرایطی که مرزهای امنیت جابجا می شود و شهرها گاه رنگ و بوی جبهه به خود می گیرد ، رفت و آمد به کلینیک ، خرید دارو و حتی نگهداری از یک حیوان در خانه ، به یک دغدغه لجستیکی و روانی تبدیل می شود . از سوی دیگر، نگاه دوگانه حکمرانی مذهبی به «حیوان خانگی» – گاه مدارا، گاه برخورد- سرمایه گذاری در این حوزه را به قماری پرریسک تبدیل کرده و بسیاری از همکاران را به خروج از این حرفه سوق داده است.

نکته تلخ اما اینجاست:با تضعیف یا تعطیلی کلینیکها ، نه تنها «فرهنگ نگهداری حیوان خانگی» حذف نمی شود ، بلکه فقط «سپربهداشتی» جامعه از بین می رود .حیوانات خانگی همچنان در خانه ها و کوچه ها حضور دارند ، اما واکسینه نمی شوند، انگل زدایی نمی شوند و تحت نظارت نیستند.

سوم ، فشار درونی صنف: افزایش بی رویه پذیرش دانشجو در رشته دامپزشکی ، سهم هر همکار از بازار کوچک موجود را بیش از پیش کاهش داده است. رقابت برای بقاء گاه به قیمت حذف حاشیه سود و فرسودگی شغلی تمام می شود .

در چنین ترکیبی ، درمانگاه حیوانات خانگی دیگر صرفا” یک واحد اقتصادی در حال ورشکستگی نیست ؛ تبدیل به یک حفره امنیتی در نظام سلامت عمومی می شود .

مسیرهای پیش رو و پیامدهای آن برای جامعه

در این گرداب ، چند الگوی رفتاری در میان دامپزشکان این حوزه در حال شکل گرفتن است. هر کدام از این مسیرها ، پیامدهایی مستقیم برای سلامت جامعه به همراه دارد:

مسیر اول: انقباض و کوچ سازی اجباری

برخی کلینیکها ناگزیر به کاهش فضا ، فروش تجهیزات و بسنده کردن به یک هسته حداقلی از خدمات (واکسیناسیون و مشاوره ساده) می شوند.

-پیامد برای جامعه:حذف تدریجی خدمات پیشگیرانه گسترده و افزایش بیماریهای مشترک در محله ها.

مسیر دوم : مهاجرت جغرافیایی

کلینیک ها به تدریج از مناطق کم درآمد و حاشیه نشین به سوی مناطق مرفه تر کوچ می کنند.

-پیامد برای جامعه: ایجاد «بیابان های بهداشتی » در مناطقی که به دلیل تراکم جمعیت و ضعف بهداشت فردی، بیشترین آسیب را از بیماریهای مشترک می بینند.

مسیر سوم : اتحاد صنفی غیررسمی

گروهی از همکاران به سمت تشکیل شبکه های محلی همکاری(تقسیم تجهیزات گرانقیمت ، خرید اشتراکی دارو، تسهیم نیروی متخصص) رفته اند.

-پیامد برای جامعه: این مسیر امیدوار کننده ترین گزینه است. زیرا می تواند تاب آب آوری صنف را حفظ کرده و خدمات حداقلی را در دسترس جامعه نگه دارد.

مسیر چهارم ؛ خروج تدریجی از حرفه

تلخ اما واقعی. برخی همکاران ، به ویژه نسل جوان ، سرمایه حرفه ایی خود را به حوزه های دیگر منتقل می کنند یا کاملا” از دامپزشکی خارج می شوند.

-پیامد برای جامعه: از دست رفتن سرمایه انسانی متخصص . بازسازی این سرمایه ، در صورت ادامه روند، یک دهه یا بیشتر طول خواهد کشید و در این فاصله ، آمار بیماریهای قابل پیشگیری روندی صعودی خواهد داشت.

سخن پایانی؛ برای شنیدن زنگ خطر

بله، شرایط سخت است. شاید سخت تر از هر زمان دیگری. اما در این میان، یک واقعیت نادیده گرفته شده وجود دارد:آسیب پذیرترین حلقه این زنجیره ، کلینیکهای کوچک و متوسطی هستند که در دل محله ها پراکنده اند؛ همان جا که بیماریهای مشترک از آنجا شروع می شوند و همان جا که می توان متوقفشان کرد.

اگر این حلقه ها یکی پس از دیگری حذف شوند، نه «فرهنگ حیوان داری» حذف می شود و نه «بیماری های مشترک» از بین می رود. فقط «نظارت بهداشتی» حذف می شود و هزینه آن را کودکانی خواهند پرداخت که در کوچه های خاک آلود با سگی ولگرد روبه رو می شوند، زنانی که در خانه های بی دفاع با موش های آلوده همسایه اند، و مردانی که هرگز در زندگی خود حیوان خانگی نداشته اند اما طعم تلخ یک بیماری مشترک را چشیده اند.

این تحلیل ، تلاش می کند چشم ها را برای دیدن واقعیت ها بازتر کند . شاید هم گوشهایی را برای شنیدن زنگ خطری که به صدا درآمده ، آماده سازد . پایان یک دوره قابل انکار نیست ، اما آغاز دوره بعدی هنوز نوشته نشده است.

 

 

4 نظر

  • واقعیتی است کتمان ناپذیر، به خوبی و شیوا بیان شده است. هر کلینیک یا بیمارستان دامپزشکی علاوه بر خدمات بهداشتی ، به سان مرکز آموزشی، دانشکده ای اختصاصی است که مردم از خطر بیماری‌های مشترک، آگاه می سازد و جامعه در امن و امان و سلامتی می دارد.
    بسته شدن هر مرکز آموزشی ، خطراتی پیدا و پنهان دارو. خطر خطرات پنهان از خطرات پیدایی که گفته و نوشته شده کم نیست اما متنوع و وابسته به فرهنگ ‌ و اقتصاد محلی است. رهایی و پیشگیری از این خطرات، کاری بایسته و عقلانی است. به امید آن روز، هر روز بایست کوشید تا عقلانیت را بیشتر و نفوذ عینی آن را بهتر دید. انشالله

    • سپاس و درود خدمت جناب دکتر عزیزم بسیار مطلب گویا وبه شکلی تذکر بسیار جدیدی،چه باید کرد گرانی هست سواستفاده شغلی هست ،مسائل عقیدتی هست ،تنهایی افراد هست ،و غیره،اما راه کار اینکه دانشگاه دانشجو نگیرند !یا داروه ضد انگل یا واکسن گران است و بهداشت آموزش داده نشده جهت نگهداری حیوان خانگی ،هیچکدام این موضوعات نمی تواند باعث حیوان از انسان شود بودن این دو بالآخره اشتراکات بیماری هم هست،برای هزینه کردن این مسئله می شود یه پیشنهاد به صاحبان حیوانات خانگی داد که حیواناتشان را بیمه کنند وبا بیمه گذار صحبت شود واین کار را در جامعه رواج داده و حمایت بیمه ای داشته باشند به امید موفقیت روز به روز این صنف

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • داغ ترین ها
  • پربازدیدترین ها