هر سال، گروهی از جوانان وارد دانشکدههای دامپزشکی میشوند تا پس از سالها تحصیل، وارد یکی از قدیمیترین و گستردهترین حرفههای مرتبط با سلامت انسان، حیوان و امنیت غذایی شوند.
اما یک پرسش اساسی وجود دارد:
آیا نظام آموزش دامپزشکی ایران، متناسب با نیازهای امروز و فردای کشور، دامپزشک تربیت میکند؟ یا به عبارتی دیگر چند نفر از دامپزشکان فارغ التحصیل کارآیی لازم را برای پیشبرد اهداف دارند؟
از چهار دانشکده تا یک شبکه گسترده آموزشی
آموزش نوین دامپزشکی در ایران سابقهای نزدیک به یک قرن دارد. اما ساختار آموزش این رشته در چند دهه گذشته توسعه قابل توجهی پیدا کرده است.
یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در مجله Veterinary Medicine and Science، با استناد به دادههای آموزشی، تعداد دانشکدهها و مراکز آموزش دامپزشکی ایران را ۲۱ مرکز و تعداد فارغالتحصیلان سالانه را حدود ۱۵۰۰ نفر برآورد کرده است. همین مطالعه اشاره میکند که در حدود چهار دهه قبل، تعداد مراکز آموزش دامپزشکی بسیار محدودتر بوده است.این گسترش، از یک منظر به معنای افزایش دسترسی به آموزش عالی و تربیت نیروی متخصص است. اما از منظر آیندهپژوهی، پرسش دیگری مطرح میشود:
آیا رشد ظرفیت آموزش، همزمان با رشد ظرفیت بازار کار نیز اتفاق افتاده است؟
اگر پاسخ این دو سؤال با یکدیگر هماهنگ نباشد، فاصله میان «تعداد فارغالتحصیلان» و «فرصتهای شغلی» به تدریج افزایش پیدا خواهد کرد.بحث درباره تعداد دامپزشکان، اگرچه مهم است، اما میتواند ما را از مسئله عمیقتری دور کند.
فرض کنیم فردا مشخص شود که تعداد دامپزشکان کشور دقیقاً متناسب با نیاز است.آیا مسئله آموزش دامپزشکی حل خواهد شد؟لزوماً نه. زیرا بازار آینده ممکن است به دامپزشکانی نیاز داشته باشد که علاوه بر دانش کلاسیک دامپزشکی، مهارتهای دیگری نیز داشته باشند:
تصویربرداری پیشرفته، تشخیص آزمایشگاهی، جراحی تخصصی، مدیریت کلینیک، فناوری اطلاعات، تحلیل داده، هوش مصنوعی، سلامت عمومی، امنیت غذایی، مدیریت بیماریهای نوظهور و ارتباط حرفهای با صاحبان حیوانات.
بنابراین سؤال آینده باید از «چند دامپزشک؟» به سمت «چه نوع دامپزشکی؟» تغییر کند.
دانشگاه؛ آغاز مسیر حرفهای، نه پایان آن
یکی از مسائل مهم آموزش دامپزشکی، فاصله احتمالی میان آنچه در دانشگاه آموزش داده میشود و آنچه بازار حرفهای مطالبه میکند، است. مطالعه سال ۲۰۲۵ که دیدگاه ۲۹۲ دانشجوی دامپزشکی دانشگاه ارومیه را بررسی کرده، نشان داد ۵۰٫۲ درصد پاسخدهندگان از کیفیت آموزش خود ناراضی یا کمرضایت بودند. در میان دلایل نارضایتی، آموزش بالینی ضعیفتر، برنامه درسی و آموزش از راه دور از عوامل مطرحشده بودند. البته باید در تفسیر این یافته احتیاط کرد: این پژوهش مربوط به یک دانشگاه و دانشجویانی است که تجربه آموزشی آنها تحت تأثیر همهگیری کووید-۱۹ نیز قرار داشته است؛ بنابراین نمیتوان نتایج آن را بدون بررسیهای ملی به کل دانشکدههای دامپزشکی ایران تعمیم داد. اما همین مطالعه یک نشانه مهم ارائه میکند:
کیفیت و تناسب آموزش، به اندازه تعداد دانشجویان اهمیت دارد.
وقتی مدرک افزایش مییابد، اما مهارت نه
در حرفهای مانند دامپزشکی، صرفاً افزایش تعداد فارغالتحصیلان نمیتواند به معنای افزایش متناسب ظرفیت حرفهای کشور باشد. دامپزشکی به آموزش عملی، مواجهه با کیس، کار با تجهیزات، مهارت تشخیصی، تصمیمگیری بالینی و تجربه واقعی نیاز دارد. اگر تعداد دانشجویان افزایش پیدا کند اما امکانات آموزشی، تعداد کیسهای بالینی، تجهیزات، اعضای هیئت علمی و فرصت آموزش عملی با همان سرعت توسعه پیدا نکنند، ممکن است تعداد فارغالتحصیلان افزایش یابد، اما کیفیت آمادگی حرفهای آنها الزاماً به همان نسبت افزایش پیدا نکند. به همین دلیل، آینده آموزش دامپزشکی باید تنها با شاخص «ظرفیت پذیرش» سنجیده نشود. شاخصهای دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرند:
• نسبت دانشجو به استاد
• میزان آموزش عملی
• دسترسی به کیسهای واقعی
• کیفیت آموزش بالینی
• امکانات آزمایشگاهی و تشخیصی
• ارتباط با صنعت
• مهارتهای کسبوکار و کارآفرینی
• ارتباط برنامه درسی با نیاز بازار
• میزان اشتغال فارغالتحصیلان
اینها شاخصهایی هستند که میتوانند تصویر دقیقتری از کیفیت آموزش ارائه کنند.
فارغالتحصیل و بازار کار؛ دو قطعه از یک پازل
یکی از مهمترین یافتههای همان پژوهش، نگاه دانشجویان به آینده شغلی بود. در این مطالعه، ۵۴٫۲ درصد دانشجویان، استخدام را بهعنوان مسیر شغلی ترجیح میدادند و ۴۵٫۸ درصد به راهاندازی کسبوکار یا فعالیت مستقل تمایل داشتند. همچنین ۸۱٫۶ درصد گفته بودند که برای دستیابی به فرصتهای شغلی بهتر، مهاجرت را در نظر خواهند گرفت. این اعداد را نباید به تمام دانشجویان دامپزشکی ایران تعمیم داد؛ اما بهعنوان یک مطالعه موردی، پیام مهمی دارند:
تصویر دانشجوی امروز از آینده حرفهای خود، یکی از شاخصهای مهم سلامت آینده این حرفه است.
اگر دانشجو سالها برای ورود به یک حرفه آموزش ببیند اما در پایان مسیر، چشمانداز روشنی از اشتغال، درآمد، تخصص یا رشد حرفهای نداشته باشد، مسئله فقط یک مشکل فردی نیست. این موضوع میتواند به مسئلهای برای سیاستگذاری آموزش عالی و آینده نیروی انسانی دامپزشکی تبدیل شود.
آیا باید پذیرش دانشجو کاهش پیدا کند؟
این سؤال احتمالاً یکی از حساسترین پرسشهای آینده دامپزشکی ایران خواهد بود. اما پاسخ آن را نمیتوان صرفاً با یک عدد تعیین کرد.کاهش یا افزایش ظرفیت باید بر اساس مجموعهای از متغیرها بررسی شود:
جمعیت دام، ساختار دامپروری، تعداد حیوانات خانگی، نیازهای سلامت عمومی، امنیت غذایی، ظرفیت بخش خصوصی، نیاز دولت، بازار خدمات تخصصی، مهاجرت، بازنشستگی نیروهای موجود و حتی تغییرات فناوری.
از طرف دیگر، اگر ظرفیت آموزش بدون توجه به بازار کار توسعه پیدا کند، احتمال افزایش رقابت برای فرصتهای محدود شغلی وجود دارد. در مقابل، اگر ظرفیت بیش از حد محدود شود، ممکن است در برخی حوزهها یا مناطق کشور با کمبود نیروی متخصص مواجه شویم. بنابراین سؤال سیاستی دقیقتر این است:
ظرفیت آموزش دامپزشکی باید بر اساس چه مدلی تعیین شود؟
شاید زمان «برنامهریزی برای تعداد» گذشته باشد یکی از رویکردهای آیندهنگر میتواند عبور از سیاستگذاری صرفاً عددی باشد. به جای اینکه هر سال فقط بپرسیم: چند نفر وارد دانشکده دامپزشکی شوند؟ میتوان پرسید: کشور در ۵، ۱۰ و ۱۵ سال آینده به چه ترکیبی از نیروی انسانی دامپزشکی نیاز خواهد داشت؟
برای مثال، ممکن است در آینده نیاز به برخی حوزههای تخصصی افزایش پیدا کند، در حالی که برخی مسیرهای سنتی اشتغال کوچکتر شوند. در چنین شرایطی، دانشگاه باید بتواند ترکیب مهارتها و تخصصها را نیز با تحولات کشور هماهنگ کند. این همان نقطهای است که مفهوم آیندهپژوهی وارد آموزش دامپزشکی میشود.
دامپزشک سال ۱۴۱۵ چه مهارتهایی خواهد داشت؟
تصور کنیم دانشجویی که امروز وارد دانشگاه میشود، حدود یک دهه دیگر در بازار حرفهای فعالیت خواهد کرد. آیا کافی است همان چیزهایی را بداند که دامپزشک نسل قبل میدانست؟ احتمالاً نه. دامپزشک آینده ممکن است همزمان با موارد زیر مواجه باشد:
هوش مصنوعی در تشخیص
تصویربرداری دیجیتال و تلهرادیولوژی
پروندههای الکترونیک
پایش دیجیتال گلهها
تشخیص مولکولی
بیماریهای نوظهور
تغییرات اقلیمی و اثر آن بر بیماریها
رشد خدمات تخصصی حیوانات خانگی
مدلهای جدید کسبوکار
بنابراین دانشگاه آینده باید علاوه بر انتقال دانش، توانایی سازگاری با تغییر را نیز آموزش دهد.
دانشگاه و صنعت؛ فاصلهای که باید کمتر شود
یکی از مسیرهای مهم آینده، نزدیکتر شدن دانشکدههای دامپزشکی به بازار واقعی است. پژوهش دانشگاهی زمانی بیشترین اثر را دارد که بتواند به: تشخیص بهتر، درمان بهتر، تولید بهتر، سیاستگذاری بهتر یا ایجاد یک خدمت جدید منجر شود.
ارتباط بیشتر میان دانشکدهها، مراکز درمانی، آزمایشگاهها، صنایع دارویی، شرکتهای فناوری، دامداریها، مراکز حیوانات خانگی و نهادهای حرفهای میتواند به کاهش فاصله میان «دانش» و «کاربرد» کمک کند. دانشگاه نباید فقط محل تولید مدرک باشد؛ باید یکی از مراکز تولید راهحل برای مسائل آینده دامپزشکی باشد.
مسئله اصلی آینده چیست؟
شاید مسئله آینده دامپزشکی ایران نه «زیاد بودن دامپزشکان» باشد و نه «کم بودن آنها» مسئله اصلی میتواند عدم تطابق میان عرضه نیروی انسانی و نیازهای در حال تغییر کشور باشد. ممکن است در یک حوزه نیروی انسانی بیش از نیاز وجود داشته باشد و همزمان در حوزهای دیگر کمبود متخصص احساس شود. ممکن است تعداد فارغالتحصیلان افزایش پیدا کند، اما مهارتهای مورد نیاز بازار تغییر کند. و ممکن است بازارهای جدیدی شکل بگیرند که نظام آموزشی امروز هنوز برای آنها نیروی متخصص کافی تربیت نکرده باشد.از این منظر، آینده آموزش دامپزشکی نیازمند یک تغییر پارادایم است:
از «تولید تعداد بیشتری دامپزشک» به «تربیت دامپزشک متناسب با آینده»
یک سؤال برای دانشگاه امروز
اگر دانشجویی که در سال ۱۴۰۵ وارد دانشکده دامپزشکی میشود، قرار است در دهه ۱۴۱۰ وارد بازار کار شود، باید از خود بپرسیم: آیا برنامه آموزشی امروز، برای بازار کار ده سال بعد طراحی شده است؟
پاسخ به این سؤال، میتواند مسیر بسیاری از تصمیمهای آینده آموزش دامپزشکی را مشخص کند.
در قسمت بعد:
بازار کار فردا؛ دامپزشک آینده کجا کار خواهد کرد؟
اگر تعداد فارغالتحصیلان، ساختار دامپروری و مدل خدمات دامپزشکی در حال تغییر است، یک سؤال اساسی باقی میماند:
دامپزشک آینده قرار است در کدام بازارها فعالیت کند؟
از کلینیک و دامداری تا تصویربرداری، آزمایشگاه، فناوری، سلامت عمومی و مشاغلی که شاید امروز هنوز عنوان مشخصی برای آنها نداشته باشیم.
نسخه مهر | پرونده آینده دامپزشکی ایران
با نسخه مهر، آگاه و حرفهای بمانید.

2 نظر
از سال 1402 با مشاهده دفترچه انتخاب رشته کنکور سراسری تجربی متوجه شدیم که ظرفیت دامپزشکی دانشگاه آزاد بسیار کاهش یافته،در صورتی که این کاهش ظرفیت صرفا به صورت ظاهری در دفترچه درج شده بود و در واقعیت تعداد داوطلبان پذیرفته شده که جهت ثبت نام به دانشگاه محل قبولی مراجعه میکردد بسیار بیشتر از عددی بود که در دفترچه انتخاب رشته درج شده بود،لطفاً پیگیر این موضوع باشید چرا که فریب افکار عمومی است و هر سال تکرار میشه
حتما پیگیری میکنیم